خواجه نصير الدين الطوسي
192
اخلاق ناصرى ( فارسى )
از حكيمى پرسيدند كه چرا استماع تو از نطق زياده است گفت زيرا كه مراد و گوش دادهاند و يكزبان يعنى دوچندانكه ميگوئى ميشنوى . آداب حركت و سكون بايد كه در رفتن سبكى ننمايد و بتعجيل نرود كه آن علامت طيش ( سبكبار و بىعقل شدن ) بود ، و در تأنى و ابطاء نيز مبالغه نكند كه آن امارت كسل بود ، و مانند متكبران نخرامد ، و همچون زنان و مخنثان كتف نجنباند ، و از دست فروگذاشتن و جنبانيدن هم احتراز كند . و اعتدال در همه احوال نگاه دارد ، و چون ميرود بسيار بازپس ننگرد كه آن فعل اهوجان ( شتابكار و احمق ) بود ، و پيوسته سر در پيش ندارد كه آن دليل حزن و فكر غالب بود و در ركوب همچنين اعتدال نگاه دارد ، چون بنشيند پاى فرو نكند و يكپاى برديگر ننهد ، و به زانو ننشيند مگر در خدمت ملوك يا استاد يا پدر يا كسى كه بمثابهء اين جماعت بود ، و سر به زانو و بر دست ننهد كه آن علامت حزن يا كسل بود و گردن كج نكند و با ريش و ديگر اعضاء بازى ننمايد و انگشت در دهن و بينى نكند و از انگشت و گردن و ديگر اعضاء بانك بيرون نيارد . و از تثاوب ( خميازه ) و تمطى ( واكشيدن و دراز شدن ) احتراز كند و آب بينى بحضور مردمان نيفكند . و همچنين آب دهن و اگر ضرورت افتد چنان كند كه حاضران آواز آن نشنوند و بدست تهى و سر آستين و دامن پاك نكند و از خدو افكندن بسيار تجنب كند و چون در محفلى رود مرتبهء خود نگهدارد نه بالاتر از حد خود نشيند و نه فروتر .